حزب کمونیست کارگری ایران معتقد است که حمله امریکا به ایران و بمب و موشک باران صدها مراکز کارگری و شهرهای مختلف به هیچ سناریو سیاهی منجر نخواهد شد. تازه این خود به قول اصغر کریمی” فرصتهایی” را بوجود میاورد که می توان به اتکا به آن جنگ را به بحران انقلابی تبدیل کرد. چند سال پیش هم راجع به جامعه عراق چنین نظری را داشتند. و برای این کار هم هیچ تلاش جدی و تاکتیک مشخصی را در دستور خود نمی گذارند, بلکه با فرا خوان و تعریف و تمجید از سوسیالیسم و نحوه پیاده کردن آن همه چی بر وفق مراد آنها ییش خواهد رفت.
من هنوز نمی گویم که آنها خواهان و مدافع چنین جنگی هستند ولی علیرغم مخالفت غیر فعال و آنطوری که از لابلای استدلاهایشان و بعضا سکوت و بی عملی و فرا تر از آن کار شکنی در مقابل نیرهایی که علیه جنگ ودفاع از مدنیت جامعه ایران هستند, این تلقی را بوجود میاورند که این حزب خواهان چنین” فرصتی” هست.
در گزارش پلنوم اخیرشان کلمه ای راجع به آن طرح نکردند. ولی چند روز بعد حدس میزنم تحت فشار افکار عمومی و شاید اعتراض صفوف داخلی خودشان بیانیه ای را صادر کردند و مصاحبه حمید تقوایی و نوشته اصغر کریمی که همگی بطور واضح در مقابل نظرات و تلاشهای منصور حکمت بوده و بی ربطی و لا قیدی این جریان را یکبار دیگر نسبت به جنگ احتمالی و سر نوشت شومی که ممکن است برای میلیونها انسان درایران و خاور میانه بوجود بیاید را آشکارا بر ملا می کند.
آنها صراحتا می گویند اوضاع ایران تغییر کرده وجای هیچ نگرانی در مورد احتمال بوجود آمدن سناریو سیاهی در میان نخواهد بود. یعنی اگر امریکا به ایران حمله کند اوضاع کاملا تحت کنترل آنها قرار می گیرد وحتی امکان ساقط کردن جمهوری اسلامی هم بیشتر فراهم می شود. البته با ادعای سازماندهی مبارزات و قیام کارگران و توده مردم در زیر موشک و بمب افکن های خانمان برانداز امریکا و جمهوری اسلامی. اینکه این امر چگونه و با اتخاذ چه نقشه و اقدامات عملی و….معلوم نیست.
یک نکته را تاکید کنم کار همیشگی و روتین یک حزب جدی کمونیستی و مسئول, سازماندهی و متحد کردن کارگران و تودهای مردم برای کسب قدرت سیاسی می باشد و این امر ربطی به اتخاذ تاکتیک در مقابل جنگ احتمالی امریکا و ایران ندارد. حزب کمونیست کارگری نداشتن نقشه عمل و تاکتیک روشن در این شرایط بسیار حساس باعث شده پشت چنین القاب جذابی قایم بشود و از این طریق از زیر بار مسئولیت عظیمی که در این دوره می بایستی عهده دار شوند شانه خالی می کنند.
بیاییم برای یک لحظه تصور کنیم که امریکا امشب به ایران حمله می کند و در عرض چند ساعت هزاران بمب و موشک به روی مردم شهرهای مختلف ایران فرو می ریزد, بعد چه می شود?
شاید این وضعیت برای چند هفته و حتی ماهها ادامه داشته با شد. موج وسیعی از مردم معمولی کشته و زخمی و میلیونها نفر , همان کار گران و زحمتکشان که قرار است از جانب حککا به طریقی سازماندهی شده , آواره و بی خوانمان میشوند. در چنین شرایط غیر قابل تصور برای این حزب, مردم اکثرا به فکر نجات جان خود و خانوادهایشان خواهند بود. بقا زندگی و فراهم کردن مکان امنی به خواست اولیه میلیونها انسان آواره تبدیل می شود. از عواقب بعدی و میلیتاریزه شدن جامعه و انواع دستجات و کانگسترهای اسلامی و قوم پرست بگذریم که چه سایه شومی برای مردم ببار می آورند. در چنین اوضاعی حزب کمونیست کارگری کجاایستاده و چگونه مسیر این بحران را عوض می کند. همه دوست داریم یک با رهم شده بطور مشخص و ابژکتیو توضیح دهند که در صورت بوقوع پیوستن چنین ترادژی هولناکی چگونه عمل می کنند. شاید دراینجا هم صرف اتکا به تبلیغ و ترویج سوسیالیسم و ادعای به ظا هر رادیکال آنهارا از هر بلایی مصون نگه می دارد. درتقابل نظرات بغایت ذهنی این حزب منصور حکمت در اینباره می گوید:
“…اين اوضاع در ايران هم ميتواند رخ دهد. اينطور که اوضاع پيش ميرود بعيد نيست که روزى مردم جهان بر صفحه تلويزيون هايشان آوارگانى را ببينند که از شيراز و اصفهان و رشت و اراک گريخته اند و شيون ميکنند که فلان جماعت اسلامى، فلان گروهان از جبهه آريائيان اصيل، يا بهمان شاخه مجاهدين، شهر و خانه و مدرسه شان را روى سرشان خراب کرده اند و مردم را بخون کشيده اند. اين وضع ميتواند نه يک حادثه استثنائى، بلکه يک قاعده، يک روش زندگى، در ايران بشود، که بيست سال طول ميکشد. ميتواند درست مثل لبنان دهه قبل و افغانستان و يوگسلاوى امروز در ذهن يک نسل از مردم يک وضعيت ازلى و ابدى را بسازد. گوئى هرگز جز اين نبوده و نميتواند باشد…”منصور حکمت سناریو سیاه…
به نطر من حزب کمونیست کار گری و هر جریان چپی, از هر نوعش اگر در این شرایط بسیار حساس و در مقابل ترادژی که ممکن است برای مردم ایران و کل خاورمیان بوقوع بپیوندد لا قید و بی اعتنا باشند و هیچ تلاش جدی را در دستور خود نگذارند بقول حکمت بی خاصیت بوده و عدم بی صلاحیتی و بی کفایتی خود را نشان می دهند.
“”برسميت شناختن اين خطر، يعنى احتمال واقعى وقوع اين سناريوى سياه در ايران، بنظر من يک شاخص جدى بودن نيروهاى سياسى و محک صلاحيت رهبران آنهاست …”
“ما بازيگران نمايشنامه اى نيستيم که در آن سخنان و حرکات مان از پيش نوشته شده و جلوى ما گذاشته شده باشد. کمونيستى که وظايف تاريخى و محک هاى تاريخى حرکت خويش را نشناسد بنظر من کمونيست درستى نيست. هيچ جاى مارکسيسم درباره “سناريوهاى سياه” و مقاطع از هم گسيختن شيرازه کلى جامعه و وظايف کمونيستها در چنان مقاطعى سخن گفته نشده و چه کنيد و چه نکنيدى معين نشده است. اين خود مائيم که بايد اين را تشخيص بدهيم. اينجا هم در تحليل نهايى بحث همچنان بر سر شرايط و ملزومات پيشروى جنبش کمونيستى طبقه کارگر است. سوالى که جلوى ما است اينست که آيا ميتوانيم مسئوليت خويش را در چنين اوضاعى بشناسيم و بر عهده بگيريم. اين مسئوليت ميتواند تلاش براى منتفى کردن اين دورنما باشد، يا در صورت وقوع، خاتمه دادن سريع به آن…” سناریو سیاه….
متاسفانه حزب کمونیست کارگری با اتخاذ سیاستهای آشکارا بی ربط به نظرات حکمت در مورد احتمال حمله امریکا به ایران در تناقض قرار گرفته. از یک طرف به امکان وقوع سناریو سیاه در ایران و خاور میانه باور ندارند , از طرف دیگر به ظاهر مخالف جنگ هستند و در صورتی هم این جنگ بوقوع بپیوندد جای نگرانی نیست چون بدون هیچ تدابیر عملی از پس همه این بحرانها به خوبی بر میایند. آنها برای دفاع از موضع خود هیچ استلال منطقی را لازم نمی بینند ودر مقابل بحثهای سناریو سیاه … حکمت کاملا سکوت می کنند
ولی بطور آشکار و بر خلاف نظرات و اقدامات حکمت در این مورد به دامن زدن به کمپینی در مقابل نیرهای در گیر علیه جنگ احتمالی و دفاع از مدنیت جامعه ایران که در راس آنها حزب , حکمتیست قرار دارد, این مخالفتها را بروز می دهند. رفقای حککا لطفا به نوشته سناریو سیاه و سفید مراجعه کنید. بخواهید و نخواهید کمپین فعلی شما و مهرنوش موسوی مستقیما علیه تلاشهاش حکمت قرار میگرید. چون ایشان معمار و طراح اصلی چنین اقدام بزرگ انسانی بودند. لطفا صراحتا بگویید که منصور حکمت راست بود که وقتی که از سلطنت طلبان و احزاب دیگر در خواست می کرد که پای بیانیه اش را امضا کنند تا شاید بتوان به این وسیله جلو فاجعه نابودی مدنیت یک جامعه ٧٠ میلیونی را گرفت. جای دیگر منصور حکمت می گوید:
“معنى عملى اين بحث براى ما چيست؟ مهم ترين جنبه عملى اين بحث ما نفس اعلام اين واقعيت است که ما اين احتمال را ميبينيم و خود را براى مقابله با آن آماده ميکنيم. اعلام اينکه ما به سهم خود جلوى اين سناريو را خواهيم گرفت. اعلام اينکه ما عناصر دخيل در اين سناريوى سياه را مذهب و جهالت مذهبى و جريانات اسلامى، تعصبات ملى و جريانات قوم پرست و عظمت طلب ميدانيم. اعلام اينکه ما جلوى اين جريانات را خواهيم گرفت و مردم را عليه آن بسيج خواهيم کرد. آماده شدن بعنوان يک حزب و آماده کردن کارگر بعنوان يک طبقه براى ايفاى نقش در چنين شرايطى اصلى ترين و مهم ترين وظيفه اى است که اين تحليل روى دوش ما ميگذارد….”
حزب کمونیست کارگری و مهرنوش موسوی نه تنها هیچ برنامه ای برای جلو گیری از احتمال چنین سناریویی را برای خود تعریف نمی کنند در عوض و در نهایت بی مسئولیتی به کمپینی مشغولند که عملا ١٨٠ درجه مخالف تلاشهای منصور حکمت می باشد. آنها چگونه خود را قانع می کنند که از کنار کوهی ازاین اسناد و هشدار های مکرر حکمت بگذرند. چگونه در چشم طرفداران خود نگاه می کنند وقتی که بدون کوچکترین احساس مسئولیتی و با کمال لا قیدی کوچکترین اقدام عملی را در دستور خود نمیگذارند. و در عوض سد راه تلاشهایی هر چند ضعیف و کوچک اما انسانی جریانات دیگر شوند. مگر منصور حکمت نبود که اعزام نیروی مسلح بکردستان و تلاش برای داشتن توان نظامی در صورت وقوع سناریو سیاه را و دفاع از مدنیت و حرمت انسانی را مکررا توصیه می کرد? و امروز متاسفانه در سایتهای انترنتی و پالتاک و محافل مختلف به مسخره کردن چنین تلاشهایی شبانه روز مشغولند و بعد بقول ناصر اصغری اسمش را میگذارند ” تئوری ناب کمونیستی
دوستان حککا بهتر است جدی به فکر شرایطی باشند که شاید در آن حتی نتوانند با اعضای خود هم تماس بگیرند, چه رسد به سازماندهی و تبلیغ ترویج سوسیالیسم در یک جامعه ویران شده و میلیون میلیون آواره. آنطوی که منصور حکمت میگوید مثل لبنان دهه قبل, افغانستان , یوگسلاوی و اضافه کنیم عراق امروز. براستی تصویر کردن چنین شرایطی درد آور هست ولی حککا انگار در گوش گاو خوابیده گریبان خود را از همه چی رها کرده و دوست ندارد همچنین احتمالات “شکست طلبانه ای” را به رخ خود بکشد.. انقابیگریش کاملا سر جای خود دست نخورده مانده. به همه اعلام میکند آسوده بخوابید چون ما دائما در حال گسترش و قوی شدن هستیم!
ولی بر خلاف میل آنها امروز متاسفانه در ادامه سیاست نظم نوینی امریکا احتمال وقوع جنگ ویرانگر آنطوری که منصور حکمت سالها قبل پیش بینی و مطرح کرده بود خیلی جدی و به مشغله شبانه روز میلیونها انسان در ایران و سراسر جهان تبدیل شده است. تلاش برای جلو گیری از وقوع چنین سناریویی و دفاع از مدنیت و از هم پاشیدن شیرازه جامعه ایران که توسط حزب کمونیست کارگری, حکمتیست مطرح شده است اقدامی انسانی و شایسته و قابل پشتیبانی می باشد هر چند اقدامات تا کنونی در مقابل ماشین جنگی ویرانگر که قرار است در منطقه براه بیفتد خیلی ضعیف, پراکنده, و محدود می باشد.
Nov. 2007
حسین احمدی نیا
Hossein_ah2005@yahoo.ca