موضوع حملهی احتمالی امپرياليستها و بويژه امپرياليست امريكا به ايران منجر به واكنش سازمانها و جريانات متفاوت گرديده است. بدون شك مطالعهی دقيق موضعی سياسی هر يك از اين جريانات بنوبهی خود ملاكیست تا بيشتر به كنه، ميزان باوری و نا باوریشان به منافعی كارگران و زحمتكشان پی ببريم و نشان دهيم كه تا چه اندازه بعضاً نيروها و سازمانها، در جنگهای امپرياليستی جانبِ جانيان بشريت را گرفته و خاك به چشم ميليونها انسانی میپاشند كه زندگیشان به تباهی كشانده شده است. در ميان تفكراتِ گوناگونِ ارائه داده شده، نگاه و برخورد به ايدههای به غايت تخريب كننده و ارتجاعی حزب كار ايران – توفان خالی از فايده نمیباشد.
ماركسيست – لنينيستها بر اين باوراند كه جنگ ادامه سياست است و به تبع از آن بر اين اعتقاداند كه هر جنگی از ايدئولوژی معينی پيروی مینمايد. بیگمان جنگهای براه افتادهی امپرياليستی خونين در منطقهی خاورميانه از منافعی روشن و مشخصی سر چشمه میگيرد كه با خواستهها و منفعت كارگران و زحمتكشان در تضاد قرار دارد. جنگی كه تا كنون جان ميليونها انسان بیگناه را گرفته و ميليونها تن ديگر را از خانه و كاشانهیشان آواره نموده است. نگاه به تصوير كشيده شدهی دنيا و منطقهی خاورميانه از جانب سرمايهداران جهانی، بسيار دردناك میباشد و شاهديم كه چگونه زورگويان در پرتو جنگ و خشونت دارند، ارتزاق مینمايند و زير ساختهای جامعه را يكی پس از ديگری از هم میپاشانند. همهی قدرتهای جهانی دست در دست هم دادهاند تا زندگی سراسر مشقتبار تودههای محروم را به قهقراء كشانند. در اين ميان تمامی دولتهای مرتجع منطقه و از جمله رژيم جمهوری اسلامی هم به عنوان حافظ منافعی بیچون و چرای سرمايههای جهانی با شتاب هر چه بيشتری در پيشاند.
تا كنون بر اكثريت آحاد جامعه روشن گرديده استكه رژيم جمهوری اسلامی، سرتاسر سرزمين ايران را مورد يورش وحشيانهی خود قرار داده است تا ندای آزادی و عدالتخواهی را در گلو خفه سازد. دهههاست كه در ايران، مردم، در گير جنگ خانهخرابكن با جنايتكاران میباشند و خسرانهای بس كلانی را متحمل گرديدهاند. مدتهاست كه بر فضای جامعهیمان، فضای خشونت، شكنجه، اعدام و سركوب كمونيستها و مخالفين غالب گرديده است. طبقهی حاكم بر ايران به سياق همهی همقطاراناش در عمل نشان داده استكه تحت هيچ شرايط و موقعيتی حامی مردم نيست؛ نشان دادهاند كه پایبند به حقوق اوليهی انسانی نيستند و از همان آغاز در جبههی ضد انقلاب قرار گرفتهاند و با انقلاب و انقلابيون سر سازگاری ندارند. از منظر تودههای ستمديده، جمهوری اسلامی يعنی رژيم ترس و وحشت؛ يعنی رژيم مدافعی سرمايه؛ يعنی عامل و بانی هزاران مصبيت، جنگ و بدبختی برای محرومان جامعه. بنابه چنين حقيقت روشن و مملوسی، رژيم جمهوری اسلامی تحت هيچ شرايط و وضعيتی قابل دفاع نيست و نمیتوان به بهانهی “دفاع از ميهن” و “حفظ تماميت ارضی” در مقابله با “متجاوزين” در جبههی رژيم سراپا جنايت قرار گرفت و ماهيت و صف آنانرا با مدافعين واقعی تودهها مخدوش نمود و سياست “همه با هم” را پيشهی خود ساخت. نمیتوان به مانند “نوفان” و به نادرست اشاره نمود كه: ” .. جنبش ضد جنگ بر اساس ايدئولوژی صفبندی نمیكند، جنبش ضد جنگ از قربانيان تجاوز در مقابل متجاوزين دفاع میكند” و يا اينكه تاكيد ورزيد “… جبهه ضد جنگ، جبههای است كه بايد همه اين تمايلات را برای يك هدف مشترك كه مخرج مشترك همه اين نيروهاست در بر گيرد….”.
نظر ماركسيست – لنينيستهای واقعی بر خلاف افكار “توفان” بر آن است كه در دنيای طبقاتی و در درونِ هر «جنبش اجتماعی» و «جنبش ضد جنگ» نيروها و گرايشاتِ متفاوتی بنادرست و بناحق به صف شدهاند كه با گرايش و منفعت كارگران و ستمديدگان متضاد میباشد؛ گرايشات و جرياناتی كه بنياناً در تخالف با منافعی محرومان قرار داشته و در جبههی ضد انقلاب، مشغول خدمتاند. تصور بر آن استكه “توفانِ” مدعی ماركسيست – لنينيست، قصد ندارد در دنيای طبقاتی و در زمان جنگهای ارتجاعی و امپرياليستی و يا به قول خويش، در هنگامهی “متجاوزين” به “ميهن”، به خط، سياست، عملكرد و ماهيت دستهجات ضد انقلابی، نيروها و دولتها نگاهی بیاندازد و متعاقباً تلاشاش بر آن است تا غير مسئولانه و ساده انگارانه، تئوری “همه با هم” را در برابر “متجاوزين خارجی” تجويز نمايد!!! بدون اينكه بخواهد متعهدانه مضمون و محتوای جنگهای امپرياليستی و اهداف پشت پردهی آنرا برای تودههای ستمديده روشن سازد.
“توفانِ” مدعی مدافعی منافعی تودهها بر اين باور نيست كه در درون هر جنبشی از جمله “جنبش ضد جنگ”، رژيمها و مرتجعينی قرار میگيرند كه بدنبال منافعی خويشاند و كمترين همخوانی و همترازئی با منفعتِ ميليونها تودهی محروم ندارند. امّا از منظر كمونيستها، جنبش ضد جنگِ راديكال و مترقی، گل و گشاد نيست و بر همهی راهجويان راه رهائی از زير سلطهی امپرياليستها و رژيمهای وابسته بدانان است تا اين تفاوتها را بدرستی از هم تميز دهند و مبلغ ايدههای صحيح و انقلابی در ميان ستمديدگان باشند. به عبارت روشنتر و در حقيقت، درگيریهای احتمالی رژيم جمهوری اسلامی با قدرتهای جهانی، درگيری “ظالم و مظلوم” و يا بزعم “توفان”، “ستمگر و قربانی” نيست بلكه جنگ و دعواهای جانيان بشريت بر سر چپاول هر چه بيشتر سفرهی نا چيز كارگران و زحمتكشان میباشد. با اين اوصاف صحيح نيست تا جنگ احتمالی را در زرورق تئوری “دفاع از ميهن” پيچيد و دست در دست رژيم سركوبگر جمهوری اسلامی در دو جبهه، هم عليهی “متجاوزين” و هم در برابر مطالبات پايهای محرومان بپاخاست. كاری كه “توفان” در دستور كار خويش قرار داده است.
مسلماً وظيفهی كمونيستهای صديق، دفاع از جنايتكاران رژيم جمهوری اسلامی نيست. تا كنون برای هر انسان آزادهای مسجل گرديده است كه سران حكومت در تلاشاند تا منطقه و ايران را به آشوب هر بيشتر و جنگ گستردهتر بكشانند. تلاششان بر آن است تا زمينه را برای تحقق سياستهای امپرياليستی در منطقه و ايران فراهم نمايند و جامعه را به قهقرائی هر چه بيشتر بكشانند. سرمايهداران وابستهی ايران بنابه چنين انگيزه و منفعتی، نمیتوانند در جنگ احتمالی، طرف مردم باشند. بر خلاف نظر و افكار “توفان” جمهوری اسلامی در جنگ سرمايهداران، قربانی نيست بلكه خود از بانيان و راهاندازان جنگهای ناعادلانه و ارتجاعیست.
به تجربهی جنگ امپرياليستی 8 سالهی ايران و عراق نگاهی بیاندازيم. اگر “توفان” بنابه منفعت و مصلحتِ امروزیاش، حافظهی سياسی خود را از دست داده است و قصد دارد، در جنگ احتمالی در كنار رژيم جمهوری اسلامی با “متجاوزين” بجنگد و صفوف ضد انقلاب را مستحكم نمايد؛ امّا موضعی انقلابی مردم ايران و كمونيستهای مدافعی آنان در قبال جنگهای ارتجاعی و امپرياليستی بسيار گويا و روشن میباشد و فراموش نكردهاند كه چگونه سران حكومت و ديگر يارانشان، در كوران جنگ ارتجاعی ايران و عراق به بهانهی شرايط جنگی و ويژه، يك لحظه از استثمار، اجحاف و تعرض به خواستههای اوليه و به حق كارگران و زحمتكشان باز نماندند و هزاران جوان و تودهی معترض را از دم تيغ گذراندند و به هيج احد و الناسی رحم نكردند. براستی آيا 29 سال جنايت و به فلاكت كشاندن تودهها توسط رژيم جمهوری اسلامی كافی نيست تا “توفان” پی به ماهيت سران حكومت ببرد و در جنگ و دعواهای درونی سرمايهداران و غارتگران، دوستان و دشمنان مردم را از هم تميز دهد؟!
واقعيت اين استكه پراتيك و اعمال تا كنونی سران حكومت نشان داده استكه خود، از غارتگران اموال عمومی و طبيعی جامعهاند. اينان در كُشت و كُشتار تودهها همرديف اربابانشاناند. دقيقاً با نگاه به چنين حقيقتیست كه وظيفهی كمونيستها صد چندان میگردد و میبايست بدور از هياهو و تبليغات دروغين و مشئمز كنندهی سران حكومت تحت عنوان “دفاع از وطن” ماهيت جنگهای ارتجاعی و امپرياليستی را افشاء نمايند و بمنظور بيرون راندن “متجاوزين” از “سرزمين” خود، در كنار جنايتكارترين رژيمها به صف نشوند.
كمونيستها همواره و با تمام وجود میكوشند تا واقعيات جنگهای زرگری و امپرياليستی را بر ملا سازند و صفوف خود را با راهاندازان چنين جنگهايی مجزا نمايند. براستی كه “توفان” در حساسترين برهه از زمان در موضعگيریهای سياسیاش سنگ تمام گذاشته است و با “شهامت” و “جسارت” غير قابل باوری، سعی دارد بدفاع از “ميهن” و “قربانيانی” همچون سران جنايتكار رژيم جمهوری اسلامی بر خيزد!!
عجب زمانهای شده است. زمانهای كه مشاطهگران بورژوازی، “نادانان” مردم و دولتهای ارتجاعیای همچون جمهوری اسلامی در كنار هم قرار گرفتهاند و میخواهند در مقابل جناحهای رقيب سرمايه، تودهها را قربانی مطامعی سياستهای جنگطلبانهی خود نمايند. بايد در مقابل همهی “نادانان” مردم و مدافعين “جنبش ضد جنگ” و شعار دهندگان “همه با هم” مرزبندی داشت و خط بطلان بر ايدههای سراسر ارتجاعی آنان كشيد. بايد در آشفته بازار سياسی، دوستان واقعی و دشمنان انقلاب را بدرستی تشخيص داد و بر اساس آن، ارتباط و نوع همكاری خود را با جرياناتی همچون “توفان” تعيين و باز تعريف نمود. بايد با دقتی بيش از گذشته اشاعه دهنده و مبلغ ايدههای ماركسيستی در قبال هر رويداد و جنگهای احتمالی بود. بی ترديد توجهی دقيق به اين امر میتواند توهمات و نا خالصیها را به كنار زند و چهره و ماهيت كريه دشمنان مردم را يكبار ديگر در افكار عمومی بر ملا سازد. كار و وظيفهای كه “توفان” آگاهانه از آن سر باز زده است و پيشاپيش صف خود را با دوستان و رهروان انقلاب تودهای جدا ساخته است و بر ايدهی سراسر ارتجاعی خود مصر میباشد.
“توفان” در قسمت ديگری از مقالهی خود تحت عنوان «جنبش ضد جنگ و خرابكاری به نفع تجاوز ايران و كشتار مردم» میگويد: “این تئوری ارتجاعی که مدعی است رژیم جمهوری اسلامی یک طرف راه اندازی جنگ است و یا مسبب جنگ است و یا مسئله جنگ گویا دعوا میان تروریسم از یک طرف و آمریکا از طرف دیگرست و این امر ربطی به ما و به مردم ایران ندارد و نظایر آنها، ماهیت جنگهای امپریالیستی و جنگهای آزادیبخش را نفی می کند. تجاوزگر و قربانی تجاوز را همتراز می کند. ستمگر و ستمدیده را یکی می گیرد و مدافع استعمارگران است. این تئوری به تطهیر امپریالیسم مشغول است و بهمین جهت نیز واژه امپریالیسم را از فرهنگ سیاسی خویش برای آرایش چهره امپریالیسم زدوده است و برای داوری به ارزیابی علمی و عینی از ماهیت جنگ نمی پردازد. ارزیابی اش علمی نیست. غرض ورزانه و انتقامجویانه و خونخواهانه است”.
طبيعتاً میبايست در نقد و بررسی هر موضوعی بر كنه ماهيتِ ايدههای مدافعين و مخالفين جنگ جويا شد و بر اساس آن جايگاه واقعی آنانرا تعيين نمود. امّا تا آنجائیكه به فرهنگ كمونيستهای راستين بر میگردد آن استكه آنان در جنگ و جدلهای فيمابين سرمايهداران و رژيمهای حامیشان شركت نكرده و سلاحهایشانرا به سوی دشمنان مردم در هر رنگ و لباس و شكل و شمايلی نشانه میگيرند و با صفوف مستقل خود، عليهی هر دو طرف درگير جنگهای ارتجاعی، بپا میخيزند. اگر “توفان” جمهوری اسلامی را به عنوان يك طرف جنگ امپرياليستی برسميت نمیشناسد و قصد دارد به همراه ارتش و سپاه پاسداران و ديگر دم و دستگاههای سركوبگر تودهای به “جنگهای آزادیبخش” دامن بزند و دستان “امپرياليسم” را از “ميهن” عزيزش كوتاه نمايد؛! امّا تودههای محروم و كمونيستهای راستين بر خلاف اميال دولتهای ارتجاعی، دستهجات مسلح رنگارنگ ضد خلقی و جرياناتی همچون “توفان”، عليهی همهی آنان به صف خواهند شد و به جنگ با بانيان و دار و دستههای متفاوت امپرياليسم بپا خواهند خاست.
بنابراين گسست مناسبات سرمايهداری از سرمايههای جهانی، مورد خطاب قرار دادن سران حكومت به عنوان “قربانيان” جنگهای ارتجاعی و ناعادلانه و ياری بخشيدن رژيم جمهوری اسلامی در جنگ احتمالی، خيانت به مردم است و كمونيستها همواره با آنان سر ستيز خواهند داشت. بيهوده نبود كه لنين با صراحت تمام وظايف كمونيستها را در قبال جنگ امپرياليستی بر شمارد و در مقالهی جنگ و سوسيال دموكراسی تاكيد داشتكه: “وطيفهای كه در برابر سيوسيال دموكراسی قرار دارد، قبل از همه اين استكه اين معنای حقيقی جنگ را آشكار نمايد و اكاذيب و سفسطهجويی و عبارتپردازی “ميهن پرستانه”ای را كه طبقات حكمفرما يعنی ملاكان و بورژوازی برای مدافعه از جنگ اشاعه میدهد بیرحمانه فاش سازند” و در ادامه میگويد: “تبديل جنگ امپرياليستی معاصر به جنگ داخلی يگانه شعار صحيح پرولتاريائی است كه تجربه كمون آنرا نشان داد و قطعنامه بال (1912) آنرا قيد نموده … هر اندازه دشواری يك چنين تبديلی در فلان يا به همان لحظه عظيم به نظر آيد باز هم در شرايطی كه جنگ صورت واقعيت بخود گرفته، سوسياليستها هرگز از كار تداركاتی منظم و مصرانه و مدام در اين زمينه امتناع نخواهند ورزيد. تنها از اين طريق استكه پرولتاريا میتواند خود را از چنگ وابستگی به بورژوازی شوونيست برهاند و به شكلهای گوناگون و با سرعتی زياد يا كم در راه آزادی واقعی خلقها و در راه سوسياليسم با گامهای مصمم پيش رود”.
با اين اوصاف نه به جمهوری اسلامی و مخالفت با هر نوع جنگهای ناعادلانه و امپرياليستی به معنای برسميت شناختن حقوق و منفعت كارگران و زحمتكشان تلقی میگردد و بدون كمترين شك و شبههای نمايانگر انتقامجوئی از رژيم وابستهایست كه دستاناش تا مرفق به خون بهترين فرزندان تودههای ستمديده آغشته میباشد. در جنگ احتمالی، اين رژيم جمهوری اسلامی نيست كه در جايگاهِ ستمديدگان قرار میگيرد بلكه خودِ سران حكومت از زمره ستمگراناند و بايد به همراه اربابانشان مورد تعرض انقلابی كمونيستها و مبارزين راه رهائی قرار گيرند. طبعاً بر هر عنصر كمونيستیست كه در هر موقعيت و شرايطی، انتقام خون بر زمين ريخته شدهی هزاران انسان را از سران رژيم جمهوری اسلامی باز پس گيرند و آنانرا از تاج و تختشان به زير كشند.
بر خلاف نظر “توفان” رژيم جمهوری اسلامی يك لحظه – چه در شرايط كنونی و چه در كوران جنگهای ناعادلانه و امپرياليستی – مستحق حكومتداری نيست. به زور سران حكومت را بر سر كار گماردهاند تا منفعتشان پا بر جا بماند. روشن استكه “توفان” هيچگونه درسی از جابجائی رژيمهای طالبان، صدام و غيره نگرفته است و نمیداند كه هر زمان منفعتِ قدرتهای جهانی ايجاب نمايد، يك شبه آرايش و تركيب سياسی حكومتهای دستنشاندهی خود را تغيير داده و دستپروردگان ديگری را به قدرت مینشانند. به باور سرمايهداران جهانی هر يك از اين حكومتها تاريخ مصرفی دارند و میبايست با دنيای جديد باز تعريف گردند. افغانستان، عراق و پاكستان در حال تغيير، الگوی چنين حقيقتاند.
البته كه “توفان” وظيفهی خود را در قبال جنگ احتمالی امپرياليستها و بويژه امپرياليست امريكا كاملاً و بدون كوچكترين توهمی روشن نموده است و با “جسارت” و “شهامت” در خور شايسته قصد دارد همراه با رژيم جمهوری اسلامی، رژيمی كه تجربهی سركوب خونين 29 سالهی اعتراضات كارگری – تودهای را دارد، مانعی “متجاوزين” از سرزمين ايران گردد!! “توفان” قصد دارد تا ابتدا در كنار سران حكومت و با ايدهی “دفاع از ميهن” به جنگ با “متجاوزين” خارجی بپردازد و بعد از آن تكليف خود را با سركوبگران داخلی روشن نمايد!!! بر اين اساس استكه میگويد: ” حزب ما با پوچ گوئیهائی نظیر اینکه در ایران سه گروه و سه دسته وجود دارد، باید یک “جبهه سوم“ ایجاد کرد، یا باید هماهنگ علیه امپریالیسم و صهیونیسم جنگید و در عین حال جمهوری اسلامی را سرنگون کرد اعتقادی ندارد. بانیان این ادعاها را از نظر سیاسی بزدل می داند که هرگز در فکر ایران و مردم کشورشان نیستند. هدفشان کسب قدرت سیاسی و رهبری مبارزه مردمشان نیست. کار “سیاسی“ برای آنها یا دکان اخاذی از بیگانگان است و یا دلمشغولی برای رفع بیکاری تا آخر عمر که “خوشنام“ بمیرند”. و در ادامه میگويد ” سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی وظیفه مردم ایران و مربوط به مردم ایران است و تنها از طریق روند مبارزه با دفع تجاوز بیگانگان می تواند تحقق یابد. جنگیدن در دو جبهه و یا تبدیل جنگ تجاوزگرانه به جنگ داخلی با یاری بمباران هواپیماهای صهیونیسها و امپریالیستها توسط مشتی تئوریسینهای مخبط، از نظر تئوریک بی پایه، از نظر سیاسی خودکشی، از نظر عملی مسخره و در خدمت نیروهای تجاوزگر است. این شعار زود رس، غیرمسئولانه و عملا جنایتکارانه است”.
كاملاً برای همه مسجل گرديده استكه “توفان” مدعی ماركسيست – لنينيست، فرسنگها از آموزههای بزرگان انقلابات كارگری – تودهای فاصله دارد و به همين دليل روشن استكه قصد دارد در جنگ احتمالی در جبههی ضد انقلاب قرار گيرد. “توفان” عزم خود را جزم نموده است تا بمانند اكثريت و حزب توده كه در جنگ امپرياليستی ايران و عراق دوشادوش سران حكومت و در كنار سپاه پاسداران در دو جبهه، هم با “متجاوزين” و هم با تودههای معترض، كمونيستها و مبارزين به جنگ پرداختند، بپردازد؛ چرا كه بزعم خويش قصد ندارد در جريان جنگهای ناعادلانه و امپرياليستی برای “حزب”اش دكان باز كند و مايل است به عنوان پادو و شاگرد گوش به فرمان و بی چون و چرای حاكميت، زمينهی بقای عمر هر چه بيشتر سران جنايتكار رژيم جمهوری اسلامی را فراهم نمايد. براستی كه “توفان”، طوفان بپا كرد و با ارائهی نظرات تهوعآوری همچون “دفاع از ميهن”، میخواهد خود را در جايگاه اكثريت و تودهایها قرار دهد و در جنگهای ناعادلانه و امپرياليستی، آتش بيار معركهی جانيان بشريت باشد.
11 آذر 1386
2 دسامبر 2007
لنيك مطلب حزب كار ايران – توفان
http://www.mano-paltalk.net/pdf/t21.htm